برچسب: نویسنده: پارسا فرهادی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 23:14
و فکر کردن به این که آیا الآن، همین لحظه، جایی، کسی، هست که همین احساسی که من دارم رو داشته باشه...؟
برچسب: نویسنده: پارسا فرهادی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 23:14
لابد یک چیزی دارد که چند روزیست که بیخودی حالم خوش نیست... که هی دلم میخواهد گریه کنم با هر چیز با ربط و بیربطی...
که هی میگویم کاش زودتر بگذرد این چند روز هم، و زمستان برسد...
کاش بگذرد؛ و نگذرد!
برچسب: نویسنده: پارسا فرهادی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 23:14
برچسب: نویسنده: پارسا فرهادی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 23:14
حال و هوا و نم نم بارونش پاییزیه اما بوی بهار میاد...
لابلای قطره های بارون مرواریدهای کوچولوی سفیدی هم هست که وقتی میفتن روی لباس آب میشن...
.
.
همه چیز عالیه. فقط یه چیز هست؛ که نیست!
و این نبودن اونقدر تلخه که باعث میشه دل آدم وسط این هوای خوب مچاله بشه و دلش بخواد بشینه و گریه کنه زیر بارون...
برچسب: نویسنده: پارسا فرهادی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 23:14